شمارهٔ ۵
ای ترک خطا، ماه ختن، سرو دل آرابر سوخته ی خویش ببخشای خدا را
در هر شکن افتاده هزاران چو دل مامشکن دل ما، شانه مزن زلف دو تا را
سودازده ی زلف توم، مرحمتی کنصد نیش به جان است از این مار دو تا را
از باد غبار در تو صد گله دارمکین سرمه سلامی نکند دیده ی ما را
چشمان تو خوش ساخته با ابرو و مژگانکافر عجب از کف ندهد قبله نما را
حال دل صد پاره به جانان که رساند؟کاندر حرمش ره نبود باد صبا را
من خود به کجا، یار کجا این چه «وفایی» استبا پادشهان کی سر و کار است گدا را؟