گنج

شمارهٔ ۴۶

۱۱ بیت
شادی من نه به خلد و نه به کوثر باشدشادی آن جا طرب آن جاست که دلبر باشد
هر که دید آب حیات دهن دوست چو منبگذرد از دل، اگر خضر پیمبر باشد
جای حیرت بود این خال سیه بر لب یارکافرم هندو اگر ساقی کوثر باشد
خط سبز تو و زلفین سیه دانی چیست؟آیت لطف که در شأن دو کافر باشد
دو قیامت نشنیدیم به یک جای، که گفت؟سرو بالای تو چون در صف محشر باشد
طلعت دلکش جانان و قد دلبر دوستنوبهاری است که بالای صنوبر باشد
لب تو آب حیات است و تو خود هم خضریخضر اگر جور کند از چه پیغمبر باشد؟
بوالعجب مانم از این حسن خداداد تو منمه ندیدم که شکربار و سمن بر باشد
قوس ابروی تو از تیر مرا پاره کندآفتاب رخ تو از چه دو پیکر باشد؟
گر توئی چشمه ی حیوان، به کف آرم روزینستاند ز منت گرچه سکندر باشد
لب تو جان «وفایی» است خوشا در قدمتجان به لب آرد و قربانی دلبر باشد