شمارهٔ ۲۸
خطا گفتم که زلفت مشک چین استسواد چشم مستت حور عین است
تو دل خواهی، من از جان دست دارمکه در مهر وفا رسم این چنین است
جفا خواهی، وفا خواهی بفرماکه کار نازنینان نازنین است
چه گویم وصفت از شیرین دهانیکه سر روح با روح آفرین است
تو فرمودی قدم سرو روان استمرا زین راستی علم الیقین است
خطای ما اگر حدی نداردعطای حق تعالی بیش ازین است
مترس از ترک خدمت ها «وفایی»که خواجه «رحمة للعالمین» است