شمارهٔ ۲۲
گر کائنات نامه شود صد هزار باروصف کمال دوست یک از صد هزار نیست
بر هر چه بنگری تو بر این لوح کایناتغیر از کمال و معرفت کردگار نیست
گر بنگری به دیدهٔ دل در جمال اودانی که باغ خلد به جز خاک و خار نیست
گر بنگری به چشم حقیقت در این چمنبی داغ حسن او به خدا داغدار نیست
خواهم چنان به سجده ی خاک درش رومکاول ابد شود چه کنم اختیار نیست