شمارهٔ ۹۰
دل من هر نفسی از تو تجلّی طلبددمیده دیده مجنون رخ لیلی طلبد
هرکه او دیده بود چهره و بالای تراکی ز ایزد بدعا روضه و طوبی طلبد
در جهان ذرّه از خال رخت خالی نیستکاو نه دیدار تو در جنّت اعلی طلبد
ما بدنیا طلبیدیم و بدیدیم عیانزاهد گمشده آنرا که آنرا که بعقبی طلبد
معنی و صورت ما صورت معنی و دلستچندا آنکه چنین صورت و معنی طلبد
جز که در مملکت فقر و فنا نتوان یافتصوفی آنچیز که در فقر و فنا می طلبد
جان من در همه ذرّات جهان یافته استآنچه موسی ز سر طور تجلی طلبد
در دوم مرتبه چون شکل الف میگرددپس عجب نبود اگر کس الف از با طلبد
مغربی دیده بدست آر پس آنگه بطلبحسن یوسف که شنیده است که اعمی طلبد