شمارهٔ ۱۶
ای روی تو مهر و کَون ذراتذات تو برون ز نفی و اثبات
ذرّات کجا رسند در مهرذرات کجا و مهر هیهات
اسماء و صفات کَون هر یکدر ذات تو اند محو لذّات
نی اسم و نه نعت بود آنجانه رسم و نه شکل و وضع همتات
چون خاست ظهور از مظاهراسما و صفات را کمالات
موجود شدند بهر این کارارضین و عناصر و سماوات
مسطور معین و مبینشد برورق وجود آیات
از روی نگار و از قوابلدیدیم عیان بی محادات
یک معنی و صد هزار صورتیک صورت و صد هزار مرآت
مصباح رخ ترا نگاراکَونین زجاجه است مشکوات
مهر تو بغربی عیان شدبا آنکه عیان از اوست ذرّات