گنج

شمارهٔ ۱۵۶

بیا دلا به کجا خورده‌ای شراب بگوز خمّ مست که گشتی چنین خراب بگو
میان بادیه‌یِ شوق چون شدی تشنهکجا شدی و چه دیدی که دادت آب بگو
چه حکمت است دلا در سوال روز الستکه بود آنکه بلی گفت در جواب بگو
جهان بشکل سرابست پیش آب وجودبشکل آب چرا شد عیان سراب بگو
از انقلاب زمانی نمی‌شوی ساکنعلی‌الدوام چرایی در انقلاب بگو
تو کشتئی که زِ امواج بحر مضطربیکدام باد فکندت در اضطراب بگو
بتا چو غیر تو کس نیست تا ترا بیندچراست روی تو پیوسته در نقاب بگو
مگر که مغربی آمد حجاب مِهرِ رختوگرنه کیست رُخَت را که شد حجاب بگو