شمارهٔ ۱۲۲
از خانقه و صومعه و مدرسه رستیمدر کوی مغان با می و معشوق نشستیم
سجّاده و تسبیح به یک سوی فکندیمدر خدمت ترسا بچه زنّار ببستیم
در مصطبه ها خرقهٔ ناموس دریدیمدر میکده ها توبهٔ سالوس شکستیم
از دانه تسبیح شمردن برهیدیموز دام صلاح و ورع و زهد بجستیم
در کوی مغان نیست شدیم از همه هستیچون نیست شدیم از همه هستی، همه رستیم
زین پس مطلب هیچ ز ما دانش و فرهنگای عاقل هشیار که ما عاشق و مستیم
ما مست و خرابیم و طلبکار شرابیمبا آنکه چو ما مست و خراب است خوشستیم
المنة لله که ازین نفس پرستیرستیم به کلی و کنون باده پرستیم
تا مغربی از مجلس ما رخت به در برداو بود حجاب ره ما رفت برستیم