گنج

شمارهٔ ۱۰۳

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اهمپرس۹ بیت
طریق مدرسه و رسم خانقاه مپرسز راه رسم گذر کن طریق و راه مپرس
طریق فقر و فنا پیش گیر و خوش میباشز پس نظر مکن و غیر پیشگاه مپرس
ز تنگنای جسد چون برون نهی قدمیبجز حظیره قدسی و پادشاه مپرس
ز اهل فقر و فنا پرس و فسق و فقر و فنااز آنکه هست گرفتار مال و جاه مپرس
چو چهره شاه عیان گشت طرقو برخاستتو شاه را دگر از لشکر و سپاه مپرس
چو پا بصدق نهادی و ترک سر کردیاگر کلاه ربایندت از کلاه مپرس
چو نیست حال من ایدوست بر تو پوشیدهدگر چگونگی حالم از گواه مپرس
گناه هستی او محو کن چو محو توئیگناه هستی او دیگر از گناه مپرس
چو مغربی برت ایدوست عذر خواه آمدبلطف درگذر از جرم عذر خواه مپرس