شمارهٔ ۸۹
وحدت چو احد نمود واحدمشهود چو بودعین شاهد
چون لیس کمثله شنیدییعنی که نبود ذات زائد
ذرات به آفتاب پیدا استکردیم بیان اسم ماجد
محمود چه عاشق ایاز استمعبود ببود خویش عابد
چون غیر وجود در عدم نیستبا هستی او است نیستی ضد
از غیب هویت او نظر کرداز غیب شد این شهود وارد
چون هست یقین که غیر او نیستبگذر تو هم از خیال فاسد
سیمرغ صفت چو جانکوهیبر قاف قناعت است قاصد