گنج

شمارهٔ ۴۸

۶ بیت
ما بدانیم که خوبی چو تو در عالم نیستدر پری و ملک و نسل بنی آدم نیست
هر که نشناخت ترا گوهری هر دو جهانهمه دانند که در علم نظر اعلم نیست
در حریم حرم وصل نمی گنجد غیرجز که خال سیهش با لب او همدم نیست
ماجرائی که میان گل و بلبل می رفتغنچه با مرغ سحر گفت صبا محرم نیست
نیست عاقل بر ارباب کرم می دانمهر که دیوانه آن زلف خم اندر خم نیست
خرم از گریه کوهی است گل و باغ و چمندر چه و چشمه ابرو و دل دریا نم نیست