گنج

شمارهٔ ۴۴

۷ بیت
موج دریا نیست دریا عین ما استهمچو خورشیدیکه عین ذره ها است
دیده دل درگشا و درنگردر دل هر قطره صد بحر از هوا است
کل یوم هو فی شانش کلامگاه سلطان است و گه رند و گداست
ماه رویش روشنی عالم استچشم جانرا خاک پایش توتیا است
بحر وحدت را نمی باشد گراننه فلک با هر دو عالم موج ها است
کل شیئی هالک الا وجههجمله عالم فانی و باقی خدا است
همچو کوهی باش خرمن سوختههر دو کون از عشق آن درکهرباست