گنج

شمارهٔ ۴۵

۷ بیت
بر رخ میان قطره دریا وجود ما استفرقی مکن که قطره ز دریا کجا جدا است
هستی یکی است هر چه جز او نیستی بودزانرو که اعتبار تعین همه بپا است
آن مه لقا چو مردم چشم است دیده رامانند آفتاب که او عین ذره ها است
ذات و صفات نقطه واحد بود بدانوان نقطه هم ز سرعت خود دایره نماست
عرش خدا دل است از آن منقلب بودآنجا بدانکه رمز علی العرش استوا است
ز انرو که انفکار سران جمال راجسمت که ظلمت آمد و جان تو در صفا است
چون باطل است ظاهر کوهی ز روی صدقاز هر چه دید اول و آخر همه خدا است