گنج

شمارهٔ ۲۸

۸ بیت
شام معراجی که زلف یار ماستقاب قوسین ابروی آنمه لقا است
وهوه معکم گفت ای دل درنگرتا نه پنداری که او از جان جدا است
نحن اقرب آیتی بس روشن استیعنی او نزدیکتر از ما بما است
آفرینش ظل ممدودوی استاو بر اشیاء علی العرش استواست
اسم الهادی بدان ای راه رودوست ما را جانب خود رهنما است
از سرای امهانی شو برونمن رانی دان که قول مصطفی است
هیچ میدانی علی عینی چه بودمردم چشم همه جانها خدا است
چون خدا پرورد کوهی را بلطفروز و شب ذکر زبانش ربنا است