گنج

شمارهٔ ۲۳۰

۶ بیت
روی چو آفتاب و مه داریزلف و خال چو شب سیه داری
می بری صد هزار دل هر دمچه شود گر یکی نگهداری
چون تو سلطان کشور حسنیهمه آفاق را سپه داری
در زنخدان خویش ای دلبریوسف روح را بچه داری
وحده لا شریک له گفتیجمله ذرات را کوه داری
پیش عشقت که کبریای دل استکوهی خسته را چو که داری