گنج

شمارهٔ ۲۱۱

۵ بیت
آفتاب منی و ماه همهچشم و زلفت شب سیاه همه
علم و ادراک را بتوره نیستتو نمائی به لطف راه همه
ناله می گویدم ببانگ بلندکه توئی در میان آه همه
هو غنی و انتم الفقراءماگدائیم و او است شاه همه
ز آفتاب رخت چو کوهی سوختسایه زلف او پناه همه