شمارهٔ ۱۹۶
او در اعیان ثابت و اعیان در اوهست این آئینه را یک پشت و رو
غیر هستی نیستی باشد بلیکل شیئی هالک الا وجه هو
دیدم او را هم بچشم او عیانچون بخون دیده کردم شست و شو
راز خود با خویشتن گوید مداماز زبان این و آن با گفتگو
دید کوهی ذات شارح را بذاتچون گذشت از اعتبار این و او