گنج

شمارهٔ ۱۹۷

۸ بیت
دلا از خویش شو پنهان و میرودرون دیده چون انسان و میرو
برآور سر ز خاک جمله ذراتچو خورشید فلک تابان و میرو
چو آن یار سبک روح مجرددر آورد چشم این خلقان و میرو
چوعشق ذات پاک حی بیچونچو ما عاشق شو و حیران و میرو
نداند غیر او او را دیگر کسخدا را با خدا میدان و میرو
در آور باغ همچون ابروانشروان شو در گل و ریحان و میرو
سحرگاهان حدیث درد خود راچوبلبل پیش او میخوان و میرو
برا کوهی چو خورشید از پس کوهحدیث من رانی خوان و میرو