گنج

شمارهٔ ۱۹

۹ بیت
هست آن آفتاب ماه نقابمردم دیده ی اولوالالباب
دل و دلدار عین یک دگراندجان چو کرد از وجود رفع حجاب
نظری کن به بین به دانه و برلب لب قشر قشر لب لباب
مدح و دم کو تفاوتت نکندنیست فرقی میان آب و گلاب
آفتاب قدیم لا شرقیکرد ذرات را بلطف خطاب
که منم در دل تو ای ذرهدل بدست آر و دلربا دریاب
چشم جان بر گشادم و دیدمآفتاب منیر و در مهتاب
نقش غیر و خیال باطل رفتنیست در بحر صاف موج و حباب
از لب لعل ساقی باقیخورد کوهی مدام نقل و شراب