گنج

شمارهٔ ۱۸۸

۳ بیت
گرچه چون پروانه از شمع وصالت سوختمشمع هم میسوزد از آه دل آتش فشان
ما ز لعل یار دندان طمع برکنده ایمچون بکام دل نمی یابیم بوسی از گران
باسگان کوی او میباش شبها تا بروزکوهیا می مال روی زرد خود بر آستان