گنج

شمارهٔ ۱۷۶

۷ بیت
نظر دارد بسوی ما شه عیار تنها یکنمود از هر طرف روئی بصد اظهار تنها یک
بروز او آفتاب است و بشب چونماه میتابدهمه ذرات می بینند او رخسار تنها یک
حدیث ما سوالله را نمی گوید بدرویشانهمه توحید میگویند آن رخسار تنها یک
شدیم از باده لعلش همه مست از می وحدتز لب می میدهد جانرا بت عیار تنها یک
درون خانه دل را صفا ده گوش جان بگشایانا الحق میزند پیدا درو دیوار تنها یک
ندارد دیده او طاقت که بیند روی نیکو راز یک یک ذره می بینیم و او دیدار تنها یک
ز کهف دل برون رفتن نمی شاید نشین کوهیتو را در غار دل چون هست یار غار تنها یک