گنج

شمارهٔ ۱۴۳

۵ بیت
آمد آن دلبر قلندر روشفارغ از مصحف و عمامه وفش
سوخت ادراک علم و فتوی رابمی ارغوان چون آتش
ساغری پرشراب احمد کردلب او گفت بی دهان در کش
تا بدیدم جمال ساقی راشدم از چشمهای او سرخوش
دید ساقی که خورده شد جامیگفت کوهی تو می کنی خوش خوش