شمارهٔ ۱۳۴
عشق داریم بدیدار تو ایجان بهوسنکنم از غم دیدار تو جاویدان بس
مردم دیده عشاق تو را می بینمروشن است از مه رخسار تو چشم همه کس
عشق دریاست بر او هر دو جهان کف باشدجان ما بحر محیط است و تن خاک چو خس
روی از آینه هر دو جهان است ایدلدم فروبند و در آئینه نگهدار نفس
بسکه کوهی بهوای تو بگرید چون ابررود از دیده او دجله جیحون و ارس