گنج

شمارهٔ ۱۲۳

۱۱ بیت
ماه رویت آفتاب است ای پسرآفتاب مه نقاب است ای پسر
عکس رخسار شما در جسم و جانهمچو خورشید در آبست ای پسر
بر سر دریای چشمم تا ابدهر دو عالم یک حباب است ای پسر
دولت دیدار وصلت را ندیدهر کرا در دیده خوابست ای پسر
چشم مست و لعل میگونت مدامشاهد و شمع و شراب است ای پسر
سر عشقت در دل ویران ماهمچو گنج اندر خرابست ای پسر
تا گل روی تودیدم چشم و دلشیشهای پرگلاب است ای پسر
از صدای بلبل و قمری به باغدر چمن چنگ و ربابست ای پسر
طفل راه تو مرید عشق نیستصد جهان گر شیخ و شابست ای پسر
هست دریای وصالت بیکرانجمله عالم سراب است ای پسر
کوهی درویش را یکبوسه بخشچو نرخت صاحب نصابست ای پسر