شمارهٔ ۹۸۶
شیوه کان ترک ماهرو داندقتل یاران مهرجو داند
گر دلم خون کند، وگر سوزدمن کیم، زان اوست، او داند
گل چه داند که درد بلبل چیست؟او همین کار رنگ و بو داند
شاهد مست گاه سنگ اندازسر درویش را سبو داند
هر که در عشق دیده را تر کردآب روی خود آب جو داند
چند گویی دلت که دزدیده ست؟بنده چشم ترا نکو داند
بی زبان شد ز دیدنت خسروکاو همه کار گفتگو داند