شمارهٔ ۹۸۵
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: اننمیگنجد۸ بیت
با تو در سینه جان نمیگنجدتو درونی از آن نمیگنجد
ناتوانم ز عشق و هیچ علاجدر دل ناتوان نمیگنجد
تنگ دارد دل مرا که در اوجز تو کس، ای جوان، نمیگنجد
آنچنانی نشسته اندر دلکه نفس هم در آن نمیگنجد
مینگنجی تو در میانهٔ جانلیک جان در میان نمیگنجد
غم تو آشکار خواهم کردچه کنم، در نهان نمیگنجد
عشق در سر فتاد و عقل برفتکاین دو در یک مکان نمیگنجد
تا که خسرو زبان گشاد از توسخنش در جهان نمیگنجد