شمارهٔ ۹۷۶
وقت آن شد که گل شکفته شودچشم نرگس ز می غنوده بود
خواهد ابر دونده را گیردسرو از بس که در هوا بدود
معتدل شد هوا چنان که ز چرخبر چمن باد گرم هم نرود
آتش لاله را همی بیندزاغ چون هندوان نمی گرود
می زند مرغ نغمه ای که چنانهر زمانی ز دست می بشود
باد گوش بنفشه می پیچدکه ز بلبل سخن نمی شنود
ساقیا، گر ترا چنین وقتیگذری بر من اوفتد، چه شود