گنج

شمارهٔ ۸۶۲

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یدننمیرود۶ بیت
سودای دیدن تو ز دیدن نمی رودعشق رخت به جور کشیدن نمی رود
می آیی و همی تپم از دور، چون کنم؟کاین زار مانده جان، به تپیدن نمی رود
از وی چه کم شود، ز رخ ار جان دهد به خلقحسن است خانه سوز، خریدن نمی رود
بیداریم بکشت وه، ای ساربان، خموشکاین سوزم از فسانه شنیدن نمی رود
می بینمش ز دور، نیم سیر، چون کنم؟چون تشنگی آب ز دیدن نمی رود
خسرو، تو لاف زهد به خلوت چه می زنی؟کاین آرزو به گوشه خزیدن نمی رود