شمارهٔ ۸۴۱
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یدهاند۷ بیت
رندان پاکباز که از خود بریدهانددر هرچه هست حسن دلارام دیدهاند
خودبین نیند، زان همه چون چشم مردهاندروشندلند، از آن همه چون نور دیدهاند
چون رهروان ز منزل هستی گذشتهاندبیخویش رفتهاند و به مقصد رسیدهاند
آزاد گشتهاند به کلی ز هردو کونوز جان و دل غلامی جانان خریدهاند
با غم نشستهاند وز شادی گذشتهانداز تن رمیدهاند و به جان آرمیدهاند
از گفتگوی نیک و بد خلق رستهاندتا مرحبایی از لب دلبر شنیدهاند
خسرو، چه گویی از خم ساقی، من کزانجام از شراب ساقی وحدت کشیدهاند