گنج

شمارهٔ ۸۱۷

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: ازباشد۷ بیت
چندان که یار ما را در حسن ناز باشدما را هزار چندان با او نیاز باشد
عمری به سوی زلفش سرگشته چون نسیممبیماروار حیران، تا کی جواز باشد؟
در یک نظر فریبد محراب ابروی اوصد ساله زاهدی را کو در نماز باشد
از هر مقام کافتد عشاق بینوا راآهنگ کوی جانان عزم حجاز باشد
آنجا که حسن خوبان جلوه دهند، عاشقجز روی تو نبیند، گر چشم باز باشد
تر شد مرا ز هجرت از خون دیده دامنچون شمع نیم سوزی کاندر گداز باشد
جز خون دل که آید هر دم به چشم خسرویک دوست در نیاید، گر اهل راز باشد