گنج

شمارهٔ ۸۱۵

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: اننباشد۵ بیت
سروی چو قامت تو در بوستان نباشدزیرا که بوستان را سرو روان نباشد
هر جا که بگذری تو، باشد زیان دلهادر شهر کس نباشد کش زین زیان نباشد
چشمت به نیم غمزه صد جان فروشد، آریرخت مقامران را نرخ گران نباشد
گستاخی است از من کان «پا به چشم من نه »من خود ترا بگویم، گر جای آن نباشد
گویند، خسروا، از عشق خود را چه فاش کردی؟خود رنگ عشق بازان از رخ نهان نباشد