گنج

شمارهٔ ۷۵۱

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: وییدارد۱۰ بیت
هر کسی گاه جوانی تگ و پویی داردگشت باغی و نشاط لب جویی دارد
کس نپرسد که کجایم من بی خانه و جای؟هر خسی خاکی و هر سگ سر کویی دارد
دوست دارم خم گیسوی نکورویان راوان کسی را که دلی در خم مویی دارد
کاشکی خاک شوم من به زمینی کانجاترک من گاه سواری تگ و پویی دارد
تا درونی نبود، محرم شوقی نشودسوزش عود از آن است که بویی دارد
گر سرم دولت چوگانش نیرزد، باریلذتی دارم از آن حال که گویی دارد
هان و هان تا نکند عمر به بستان ضایعهر که در خانه تماشای نکویی دارد
عاشقان باده به جز کأس ملامت نخورندکار مجنون است که سنگی و سبویی دارد
یارب این مذهب خورشید پرستی ز چه خاست؟مگر آن است که چون روی تو رویی دارد
خسرو ار جان به غمت داد، ترا بادا عیشچون تویی را چه غم، ار جان چو اویی دارد؟