شمارهٔ ۵۷۰
مه او چون به ماهی برنیایدشهی زینسان به گاهی برنیاید
چو زلف کافر هندونژادتز هندستان سپاهی برنیاید
به اورنگ ملاحت تا به محشرچو او گلچهره شاهی برنیاید
دل افروزی چو او خورشید تابانز طرف بارگاهی برنیاید
گر او را سرو گویم راست نایدکه با قدش گیاهی برنیاید
زمانی نگذرد کز خاک کویشنفیر دادخواهی برنیاید
گنه کارم چرا کان آتشم نیست؟کز دود گناهی بر نیاید
برو خسرو که آهنگ دراییدرین کشور ز راهی برنیاید