گنج

شمارهٔ ۳۵۵

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: نماست۶ بیت
هر که در پیش چشم روشن ماستگوییا آفت دل و تن ماست
چشم ما گر نمی شود، ماناکآن همان آفتاب روشن ماست
لاله ها می دمد ز خون دو چشمگرد من آن بهار و گلشن ماست
غمزه زن جان من و گر میرمغم مخور خون ما به گردن ماست
ما چو هندوی سومنات به عشقبت پرستیم و دل برهمن ماست
گفتم از مهر سوخت خسرو، گفتچند ازین ذره ها به روزن ماست