گنج

شمارهٔ ۳۵۴

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: انکهتراست۷ بیت
موی را نیست این میان که تراستپسته را نیست این دهان که تراست
قامت راست سرو را ماندسرو باشد چنین روان که تراست؟
جان ببردی و خوش هنوز نه ایدست بر دل نه این زمان که تراست
تا چها بر تو کردمی من، اگرحسن بودی مرا چنان که تراست
بر رخ زرد من بخند و بگوخنده انگیز زعفران که تراست
گوییا بیشتر برای زر استاین سخن بر سر زبان که تر است
کشته گشتم ز ابروی تو، مکشبر دل خسرو، این کمان که تراست