گنج

شمارهٔ ۱۹۹۴

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: الخودنمیدانی۷ بیت
خیالی کرده‌ام وین از خیال خود نمی‌دانیز ابرو پرس اگر جور هلال خود نمی‌دانی
نهادی سنبله بر مشتری و می‌کشی خلقیمنت آگه کنم گر تو وبال خود نمی‌دانی
ز جولان سمندت دور بادا چشم بد گرچهصف موران مسکین پایمال خود نمی‌دانی
مه دوهفته می‌خوانی رخ خود را و من چون مههمی‌کاهم که در خوبی کمال خود نمی‌دانی
مگو ای شاخ خلق از دیدنم بهر چه می‌میرندتو یعنی از بلای زلف و خال خود نمی‌دانی
دمی با مردم دیده نشستی پس دم دیگراگر زین هم نشینی بد ملال خود نمی‌دانی
بخواهد رفت ناگه جان . . . خود درین خسروکه حالی در چنین نظاره حال خود نمی‌دانی