شمارهٔ ۱۹۸۶
ترک من ای من غلام روی توجمله شاهان جهان هندوی تو
خون ما گر ریخت در کویت چه باکخون بهای ماست خاک کوی تو
هر چه آید در دلم غیر تو نیستتا تویی یا خوی تو یا جوی تو
رشکم از بند قبا آید که اوذوق ها می راند از پهلوی تو
چند می پرسی که خسرو را که کشتغمزه تو، چشم تو، ابروی تو