گنج

شمارهٔ ۱۹۸۳

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ازکن۸ بیت
فتح می آید در دهلیز دولت باز کنبارگاه فخر خود با آسمان همراز کن
کوس نصرت کوب و چرم طبل اگر سوده شودتیغ برکش پوست از سرهای دشمن ساز کن
بندبند فاجران گر فی المثل از آهن استاین چنین بندان به پای پیل گرگ انداز کن
تیغ تو چون در بر لشکر کلید فتح شددست بگشا قلعه دربند را در باز کن
تیغ خود را گو که جان خصم و دشت کربلاستگر توانی در بیابانی چنین پرواز کن
زنده شد ز افسانه های خشت تو بهرام گورزین فسانه هفت گنبد را پر از آواز کن
ز ابر نیسان خود و آوازه باران خودغلغلی افگن به دریا گوش ماهی باز کن
زآهن شمشیر درهای همه عالم بگیروانگه انعام ندیمان سخن پرداز کن