گنج

شمارهٔ ۱۹۷۴

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ندی۶ بیت
گذشت آن کین دل زارم شکیبا بود یک چندیپریشانی زلفش آمد و زد راه خرسندی
جز این شیرینی اندر عیش تلخ خود نمی بینمکه گه گه می کنی بر گریه تلخم شکرخندی
گواران باد بر جان و دلم زهر فراق تونبخشیدند آن کامم که از وصلت خورم قندی
چه می خندی، برین سامان جان من تو، ای بی غمدل و صبری تو داری و مرا هم بود یک چندی
پدر دارم همه در پند و من دنبال کار خودمبادا هیچ مادر را چنین بدروز فرزندی
بگو، ای پندگو، نامش که باشد مرهم جانمکه خسرو را ز بهر ترک او تیری ست هر پندی