گنج

شمارهٔ ۱۹۵۲

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ری۸ بیت
مردانه می کشد به جفایم ستمگریتا میرم و دگر ندهم دل به دیگری
راحت بود سیاست آن کس که بایدشاز غمزه دور باشی و از ناز خنجری
گفتم که دوش با تو نشستیم، راست استبر خویش بسته ام به هوس خواب دیگری
از غم مگر ز وادی هجر استخوان بودکز کعبه امید بیاید کبوتری
ماییم و خواب و بازوی آن یار زیر سروه کی نهد تو در خم بازوی ما سری
کی ره کند به کلبه ما چون تو آفتابما ناخدای باز کند ز آسمان دری
یارب حلال خواب خوش، ار چه شبی ز غمروزی نبود پهلوی ما را ز بستری
خسرو به سایه ای ز درخت تو قانع استآن دولت از کجا که به دست افتدش بری