گنج

شمارهٔ ۱۹۴۱

وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیه: اهی۹ بیت
پسرا و نازنینا، به کرشمه گاه گاهیاگر اتفاقت افتد، به فتادگان نگاهی!
ز غمت کجا گریزم که جهان گرفت حسنتز تو هم به تست، یارا، اگرم بود پناهی
شرف هلاک مابین، به دو بوسه جان نو دهکه گر این امید باشد، بزییم چندگاهی
چو فغان کنم به کویت، ز علی اللهم چه رنجی؟در شه تهی نباشد ز نفیر دادخواهی
نکنی تو راه کوته بر ما و هر زمانیبه فنا رهم نماید اجل و دراز راهی!
به امید با تو ما را چو نرفت پیش کاریپس از این چو نامرادان من و گوشه ای و آهی
چه دراز بود امشب که خیال بر سر آمدبدمید صبح، لیکن چو به سر رسید ماهی
به یکی ز همنشینان سخن تو دوش گفتمکه تو دیده ای فلان راچو به سر سیه کلاهی
به جواب گفت خسرو تو کجا رسی به وصفشنظری ز دور می کن به جمال پادشاهی