گنج

شمارهٔ ۱۹۲۳

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اغی۹ بیت
من باد نخواهم که وزد بر چو تو باغیتا از تو نسیمی نرساند به دماغی
خوش دولت مرغی که خورد بر ز تو، ماییمکز دور خرابیم به بویی چو تو باغی
گر خواه به بازار شوم، خواه به بستانما را ز رخت سوی دگر نیست فراغی
گر جلوه طاووس ز روی تو نبینیمدر کوی تو میریم به مهمانی زاغی
تو داغ جگر را چه شناسی که نبودتجز از می گلرنگ به دامان تو داغی
پروانه که جان را به سر شمع فدا کرددر مشهد خویش از تن خود سوخت چراغی
آن به که من سوخته پیش تو نیایمزیبا نبود پیش گلی بانگ کلاغی
لاغ است ترا کشتن، اگر لطف دگر نیستباری ز من دلشده یاد آر به لاغی
نآمد ز دل خسته خبر، گر چه که خسرواز گریه دوانید چپ و راست الاغی