گنج

شمارهٔ ۱۹۱۰

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: انهچندخواهی۹ بیت
ای دل، مرا به هر کو افسانه چند خواهی؟جان زلف یار دارد، از شانه چند خواهی؟
در عهد او چه جویی دلهای خسته، ای جان؟در ملک میر ظالم ویرانه چند خواهی
ای مرغ آن گلستان، کت جان ماست دانهگر نامه زان بت آری، زین دانه چند خواهی؟
گفتی ز کیست طعنه از دست عشق بر تو؟ای آشنای جانها، بیگانه چند خواهی؟
تا چند عاشقان را دیوانه خواهی از غمتو زلف را بجنبان، دیوانه چند خواهی؟
گفتی فسانه ای گو، از سرگذشت هجرانباید که تو نخسپی، افسانه چند خواهی؟
تو دیر زی، اگر من جان در سر تو گردمجایی که شمع باشد، پروانه چند خواهی؟
پرسی که چند باشد دلها به گرد کویمدر سومنات گبران بتخانه چند خواهی؟
زینسان که هم به بویی مست و خراب گشتیخسرو، هنوز آخر پیمانه چند خواهی؟