شمارهٔ ۱۸۶۶
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیه: ادی۶ بیت
آمد آن شادی جان بر ما دیشادی افزود مرا بر شادی
پایش افتادم و لب بگرفتمگفت، بگذار، کجا افتادی؟
گفتم آن کردم، چون باد صبااز دل غنچه گره نگشادی
سرو در آرزوی بندگیتگله ها می کند از آزادی
یاد داری که از این پیش ز لطفباده بر یاد خودم می دادی
کرد بیداد تو بر خسرو جورنستد دارویی از بیدادی