گنج

شمارهٔ ۱۸۴۱

قافیه: ازیدهی۶ بیت
گر تو سیمین سرو را شکل سرافرازی دهیبنده را در ناله با بلبل هم آوازی دهی
بهر مردن گشتم اینک ساخته تا کی هنوزنرگس بدخوی را تعلیم بدسازی دهی
آب چشم من که شد غماز حال من به خونکسوت لعلش همی تعلیم غمازی دهی
بت پرستی دلم بسیار شد،وقت است اگرتیغ کافر کش به دست غمزه غازی دهی
داد این مرهم بده کز زیر پایت دور ماندچون به صف عاشقان داد سرافرازی دهی
یار در دل، خسروا و جانم آخر، شاید آنکپادشاه را با گدایی خانه انبازی دهی