شمارهٔ ۱۸۲۵
وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیه: ری۷ بیت
ای چهرهٔ زیبای تو رشکِ بتانِ آزریهر چند وصفت میکنم، در حسن از آن زیباتری
هرگز نیاید در نظر نقشی ز رویت خوبترشمسی ندانم یا قمر، حوری ندانم یا پری
آفاق را گردیدهام، مهر بتان ورزیدهامبسیار خوبان دیدهام، اما تو چیز دیگری
ای راحت و آرام جان، با قد چون سرو روانزینسان مرو دامن کشان، کآرام جانم میبری
عزم تماشا کردهای، آهنگ صحرا کردهایجان و دل ما بردهای، این است رسم دلبری
عالم همه یغمای تو، خلقی همه شیدای توآن نرگس رعنای تو آورده کیش کافری
خسرو غریب است و گدا، افتاده در شهر شماباشد که از بهر خدا سوی غریبان بنگری