گنج

شمارهٔ ۱۷۶۰

مه به زلف تو گر شود بستههر زمان خوب تر شود بسته
گر به زلف تو چشم بگشایمموی در مو نظر شود بسته
چون گشایی دهان شیرین راتنگهای شکر شود بسته
گر ز جورت به چرخ ناله کنمچرخ را هفت در شود بسته
دیده کز خواب بسته می نشودهم به خون جگر شود بسته
از دم سرد من عجب نبودآب چشمم اگر شود بسته
بنده خسرو که دل به مهر تو بستکی به مهر دگر شود بسته