شمارهٔ ۱۷۴۲
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: اننشسته۷ بیت
مهر تو در دل من مانند جان نشستههمچون منت به هر سو صد ناتوان نشسته
من با دو چشم گریان پیوسته در فراقتتو شادمان و خرم با دیگران نشسته
گر خون چکد ز دیده زین غصه جای آنستتا کی توانت دیدن با این و آن نشسته
یک شب به کلبه ما گر بگذری ببینیگرد فراق و محنت بر خان و مان نشسته
بخرام سوی گلشن، تا هر طرف ببینیبلبل ز شوق رویت ناله کنان نشسته
آیا بود که بینم روزی به کام خویشتاز دشمنان بریده با دوستان نشسته
از گرد ره، نگارا، عمری ست تا که خسرواز بهر پای بوست بر آستان نشسته