گنج

شمارهٔ ۱۷۲۸

وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیه: اره۹ بیت
مه من خراب گشتم ز رخت به یک نظارهنظری ز تو عفاالله چه می است مستکاره
به چسانت سیر بینم که هم از نخست دیدنشوم از خود و نیارم که ببینمت دوباره
هوسم بود که دیده ز همه ستانم و پسبه هزار دیده شبها به رخت کنم نظاره
چو روی به گشت میدان دل عاشقان بود گوکه ز لعل بادپایت جهد آتشین شراره
تو به ره روان و خلقی به هلاک مانده هر سوچه غم آب تندرو را ز خرابی کناره
سر آن دو چشم گردم که چو هندوان رهزنهمه را ز نوک مژگان زده بر جگر کناره
چو زنم دم عیاری ته آن بلند ایوانکه به کنگر جلالش نرسد کمند چاره
مشمر، حکیم، طالع چو ز روز بد بگریمکه من آب خوش نخوردم به شمار این ستاره
چو ز دست رفت خسرو رگ جان مکش ز دستشکه به رشته دوخت نتوان جگری که گشت پاره