گنج

شمارهٔ ۱۶۵۰

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیه: ایتو۷ بیت
ای جان من آویزان از بند قبای توبیچاره دلم خون شد در عهد وفای تو
افتاده نخواهم بود، الا به درت زین پسگر خاک شوم باری زیر کف پای تو
گفتی که بدین زاری از بهر که می میریوالله که برای تو، بالله که برای تو
یارب، نفسی باشد کز عشق امان یابمو آسوده بخسپم شب ایمن ز بلای تو
جان تیغ ترا دادم از شرم رخت مردمزیرا به از این باید تعظیم جفای تو
یار دگرم گویی، وز آه نمی ترسییعنی که کسی دیگر، آنگاه بجای تو؟
هر چند که شد خسرو سلطان سخنگویاناز بهر یکی بوسه هم هست گدای تو